داستان ابجی دوستم

جهت ورود کلیک فرمایید

مادرم همیشه میگفت وقتی میرم بیرون بسم الله بگم چون ما تو محله ی قدیمی و خلوت زندگی میکردیم و خیلیم تاکید میکرد منم چون هر شب بیرون میرفتم بسم الله میگفتم ولی من دلیلش رو نفهمیدم هرچی از مادرم می‌پرسیدم میگفت دزد و قلدر زیاده اذیتت میکنن ولی من میدونستم قضیه جن و این چیزاس، خیلی تو فکرش میرفتم ی شب دوستم عادل اومد پیشم ساعت دوازده شب بود بهم گفت بیا تو محل اتیش زدم حال میده هوا هم سرد بود خدایی میچسبید مادرم مانعم شد ولی با اسرار منو دوستم گ
سلام من هومن هستم از کرج، ی قضیه وحشت ناکی رو میخوام بهتون بگم ما تو محلمون قبلا چراغ نبود یعنی ده سال پیش که 15 سالم بود شب ها کاملا تاریک بود و کسی زیاد بیرون نبود، پنجشنبه شب بود من ساعت ده یادم نیست درست همینجوری اومدم تو محله فکر میکنم میخواستم از دوستم کتاب درسیم رو پس بگیرم چون داده بودمش دستش، لازمش داشتم رفتم طرف خونه دوستم، رفعم کتاب رو ازش پس گرفتم فاصله ی خونه من تا خونه دوستم پنج دقیقه بود خیلی کم نزدیک بودیم، وقتی کتابم رو پس گرفت
قسم میخورم این داستان واقعیت داره تو ماه رمضان امسال هم اتفاق افتاده، من چون بزرگ شدم برای خودم 19 سالم ، مادر و پدرم برای کاری رفته بودن مشهد ، و من و برادرم سعید تو خونه تنها موندیم ، من رفتم سه تا از رفیقام که همیشه تو کوچه ها باهاشون فوتبال بازی میکنم دعوت کردم که بریم بازی کامپیوتر پی اس بزنیم شرطبندی، خلاصه بعد بازی شب قرار شد بمونن من چون روزه بودم شب تا ساعت چهار بیدار موندیم تا سحری بخوریم،یکی از دوستام که خوابالوهه خوابید، ساعت دو شب
سلام ساسان هستم اهل تهرانم نهاوند، من ادمی هستم که اگه در هفته عرق نخوره مست نشم حالم بد میشه خیلی عادت دارم، یک روز دوستم بهم گفت بیا خونمون مهمون داریم از اون توپاش مطمئن شدم مشروب خوبی اوردن حالا اسمشو نمیگم،  شب آماده شدم با موتورم رفتم پیش رفیقم چند نفر غریبه اونجا بودن و مشروب سرخ جلوشون بود، رفتم سلام کردم و همراهیشون کردم یکی از اونا خیلی نعشه بود پسته پرت میکرد طرف بچه ها نرمال نبود طرف ، دوستم که صاحب خونه بود رفت جلوشو گرفت اروم
8 hours ago - دانلود آهنگ جدید محمدرضا رنجبر بنام دوستم نداشته باش با بالاترین کیفیت Download New Music Mohammadreza Ranjbar - Dostam Nadashte ...دانلود آهنگ جدید محمدرضا رنجبر بنام دوستم نداشته باش با بالاترین کیفیت Download New Music Mohammadreza Ranjbar - Dostam Nadashte ...7 hours ago - دانلود آهنگ محمدرضا رنجبر به نام دوستم نداشته باش با بالاترین کیفیت ترانه: سجاد ایران نژاد ؛ آهنگسازی: کسری آینه ور ؛ تنظیم: فرش.دانلود آهنگ محمدرضا رنجبر به نام دوستم نداشته باش با بالاترین کیفیت ترانه: سجاد ای
سلام این داستان واقعیت داره و تو تهران اتفاق افتاده ، من و چند تا از هم دانشگاهیام چون عاشق ماجراجویی بودیم تصمیم گرفتیم بریم خونه ی پدربزرگ دوستم چون خالی بود و دوستمم ادعا میکرد که جن داره و خودشم حتی دیده، قرار بود جمعه بریم به اون خونه دوستم میگفت جمعه جن ها هستن منم چون نترس بودم باشه حله وقتی چند نفریم ترسی وجود نداره یک تجربه ای هم میشه برامون، من اسمم محسنه دوستمم ارین و سه نفر دیگه که دنبالمون بودن یکی مریم و الناز و دیگری علی رضا، قر
علی هستم از کهنوج این داستان ماله 7ماه پیشه. من اصلا به جن و این چیزا اعتقاد نداشتم خیلی شنیده بودم اما باور نداشتم. یه شب بایکی از دوستام رفته بودیم کوه برای شکار، از بس راه رفته بودیم خسته شده بودیم و یه جا نشستیم یه آتیش درست کردیم و شروع ب حرف زدن بعد نیم ساعت احساس کردم چند نفر دور مون هستن به دوستم که اسمش عباسه گفتم عباس تو هم میبینی شون گفت اره گفتم کین گفت شاید آدم باشن آتیش و خاموش کردیم تفنگامونو مسلح کردیم و نشستیم بعد 10دقیقه دیدم یک
ما تو روستای بهرباد در گلستان زندگی میکنیم، باغمون بزرگه یک شب من خواستم برم بیرون تو باغ با دوستم کامی ، اون شب اون پیش ما بود، کامی بهم گفت اینجا جن من نداره بریم ببینیم حال کنیم من یک داستانی رو تعریف کردم براش، ولی برای پدرم اتفاق افتاده، دوستم شوق زده شد تا کل باغ رو بگردیم منم قبول کردم ساعت دقیقا نه شب بود، دوستم چوب برداشت هی میزد به درختا و صدا در میورد، من داشتم اطرافم رو نگاه میکردم و جلو میرفتم متوجه شدم کامی ایستاده داره جایی رو ن
سلااااااااام یکی یه دونه خدا
خوبی الله جانم؟
الان 4 صبح من زیرپتو درحالی که تاخره خره پرم سحری خوردم منتظر صدای اذانم که صدام میزنه حی الصلاه حی الفلاح 
عشق من  خواستم ننویسم از ترس اون حس بده از ترس یه چیزایی اما اگه نتویسم اگه به یکی نگم اروم نمیشم 
خدایا امشب عجب شبی بود بالاخره نمازشب خوندم
خوندم که دوستم داشته باشی که ببخشیم که کمکم کنی بهتر باشم هرچندقبلا هم بودی
اما عجب حسی بوداااا خوووب خدودب خووب
دوستت دارم و میدونم دوستم دار
سلااااااااام یکی یه دونه خدا
خوبی الله جانم؟
الان 4 صبح من زیرپتو درحالی که تاخره خره پرم سحری خوردم منتظر صدای اذانم که صدام میزنه حی الصلاه حی الفلاح 
عشق من  خواستم ننویسم از ترس اون حس بده از ترس یه چیزایی اما اگه نتویسم اگه به یکی نگم اروم نمیشم 
خدایا امشب عجب شبی بود بالاخره نمازشب خوندم
خوندم که دوستم داشته باشی که ببخشیم که کمکم کنی بهتر باشی هرچندقبلا هم بودی
اما عجب حسی بوداااا خوووب خدودب خووب
دوستت دارم و میدونم دوستم دار
منو دوستام قرار بود بریم خونه مهدی بازی کنیم مهدی اینا پولدار بودن خونه بزرگ داشتن و دستگاه بازی زیاد داشتن قرار بود وقتی خانوادش برن بیرون بریم بازی کنیم، رفته بودیم خونشون سه نفر بودیم بعد بازی کردن خسته شدیم دوستم گفت اهنگ میزارم بلند ، داشتیم ابمیوه میخوردیم ولی صدا اهنگ زیاد بود اذیت میشد گوشم، همینجور که اب پرتغال میخوردیم یهو اهنگ قطع شد صدای آروغ بلندی رو شنیدیم که طولانی بود بعد قطع شد، اروغش جوری بود انگار از اهنگه بیرون اومده خی
دانلود آهنگ محمدرضا رنجبر به نام دوستم نداشته باش با بالاترین کیفیت
ترانه: سجاد ایران نژاد ؛ آهنگسازی: کسری آینه ور ؛ تنظیم: فرشاد آریا ؛ میکس و مستر: بهرام شفیعی
Download New Music By Mohammadreza Ranjbar Called Dostam Nadashte Bash
 
 
دانلود آهنگ جدید محمدرضا رنجبر با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید محمدرضا رنجبر در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک
 
 
متن آهنگ محمدرضا رنجبر با نام دوستم نداشته باش
 
دوستم نداشته باش پهلوی من نشینچش
دانلود آهنگ حمید عسکری به نام بگو دوستم داری از آلبوم خوشبختی با بالاترین کیفیت
Download New Music By Hamid Askari Called Begoo Doostam Dari
 
 
دانلود آهنگ حمید عسکری با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید حمید عسکری در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک
دانلود آهنگ حمید عسکری با نام بگو دوستم داری
 دانلود آهنگ جدید
سلام حسین هستم، دانشجو هستم من پارسال اردوی دانشجویی داشتم به روستای دوستم امیرعلی، موقعی که منو و هم دانشگایی هام رسیدیم به روستا امیرعلی منو سپهر رو رفت گردوند خیلی خوشگذشت، موقع برگشت فهمیدم مدیرمون جایی رو گرفته اونجا شب رو سپری کنیم، یک خونه ی کوچیکی و خالی رو برامون گرفته بودن، شب اونجا موندیم و شام خوردیم، یکی از همه دانشگاهیم که کارش عکاسی بود دوربین عکاسیش رو اورده برده، بعد شام مدیر کمی سخنرانی کرد برامون گفت صبح اگه میرین بیرون
هرگونه متن ها را می توانید  برای ترجمه به تارنا ترجمه بسپارید تا در کمترین زمان ممکن با مجربترین تیم شان برایتان انجام دهندانواع شرکت ها و افراد بند مرتبه درنمونه کار های ما موجود می باشد.یکی از دوستان رو اونروز تو فرودگاه دیدم به ورت کاملا اتفاقی بود دوستم تو کار ترجمه متن بود و اتفاقا منم خوشحال شماسم دوستم صادق بود من و صادق قبلا دوست های خوبی بودیم و با هم کلی دوران خوشی داشتیم الان هم امیدوارم که بتونیم دوران خوبی رو با هم همکاری کنیم
سلام من هر ماه یک بار میرم لب دریا برای ماهیگیری من بندرعباس زندگی میکنم اسمم خسرو، من پارسال با یکی از دوستانم قرار شد بریم تو کشتی که خراب بود و لب ساحل بود بشینیم ماهی بگیریم کشتی بزرگی هم بود، ما اونجا بودیم مشغول ماهیگیری که ناگهان صدای نوزادی به گوشمون خورد که فک کردیم مال بچه کسیه که اینجا زندگی میکنه، در حال ماهی گرفتن بودیم که پیرمردی وارد کشتی شد و اماده ی ماهیگیری شد من بهش گفتم عمو جان این صدای نوزاد مال بچه کیه نمیفهمی یهو از جاش
سلام نبیل هستم من اذربایجانی هستم و نقاش خونه هستم، دوستم ازم خواست برم خونشون گچ کاری کنم من صبح بعد حرکت کردم کل خونه رو خالی کرده بودن و وسایل لازم رو خریدن، من صبح دست به کار شدم و اماده کردم گچ رو و میزدم به دیوار، یکی از اتاق ها تموم شد و رفتم تو حال خونه ، بعد کمی استراحت کردم بقیه کار رو گزاشتم برای فرداش، چون خونه امانت دستم بود کمی رفتم خونه ی خودمون و بعد شب شد برگشتم سر کارم اون شب باید اونجا میخوابیدم دوستم یادش رفته بود برام چیزی ب
داستان خواندنی و زیبای عشق دلیل می خواهد ؟!
ورود به آرشیو داستان عاشقانه
روزی دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، پرسید: «چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟» پسر جواب داد: «دلیلشو نمی‌دونم؛ اما واقعاً دوسِت دارم!» - تو هیچ دلیلی نمی‌تونی بیاری؛ پس چطور دوسم داری؟ چطور می‌تونی بگی عاشقمی؟ - من جداً دلیلشو نمیدونم؛ اما می‌تونم بهت ثابت کنم!دانلود سنتر
سلام این داستان واقعیت داره یک شب شهادت بود منو چهار تا از دوستام قرار بود بریم مسجد (برای شماره دادن) من آدم رکیم ببخشید، شب قرار شد ساعت یازده بریم همه جا خلوت بود تو راه منو دوستام مسخره بازی در میوردیم میخندیدیم تو راه کوچه ی تنگی بود و دراز، اونجا معدن معتاد بود منو دوستامم اماده ی اذیت بودیم اونم تو شب شهادت، رفتیم تو کوچه چیزی یا کسی نبود، جواد که فضول تر از همه بود یکی زد پشت گردن دوستم ارمین ، ارمین چون بچه مامانی بود ناله کرد همه از نا
#داستانک  خرابی سقف.
 
زمستون اون سال بارون شدیدی
 اومد...
گویا آشغال راه ناودون را بسته بود و سقف آشپزخونه مون اولش نم داد و بعد مقدار زیادی از گچهاش ریخت بطوری که تیرچه های سقف پیدا بود و شکل زشتی پیدا کرده بود
یک روز یکی از دوستام بهم گفت من گچ کاری و سفید کاری بلدم
مقداری گچ بگیر تا یک روز
بیام و سقف آشپزخونه تون رو تعمیر کنم
منم یه روز جمعه، گچ خریدم و به دوستم زنگ زدم تا بیاد و سقف رو تعمیر کنه...
دوستم وسایلش رو آورد و شروع به کار کرد...
 
 
 
سلام من سالارم 18سالمه از شیرازقضیه مربوط میشه به زمستون پارسال یه شب تو خونه تنها بودم که یکی از دوستام زنگ زد به من گفت آماده باش تا بریم یه دوری بزنیم آماده شدم ساعت 9:30اومد دم خونه سوار ماشین شدیم و رفتیم به یه جای متروکه یه خونه ی تاریک بود با درختای بزرگ و وحشتناک دو نفری رفتیم داخل خونه  همش تار انکبوت بسته بود خونه از جنس چوب و آجر بود خیلی قدیمی بود میگفتن این خونه الان نزدیک 80ساله که ساخته شده و داخل استخر خونه یه دختر جوو
سلام اسمم بیخیال قصه رو بچسب باو ببخشید اینجوری میحرفم ههههه من دوستی دارم به اسم هادی این هادی هیچ وقت مادرش رو به ما نشون نمیداد از اینجا فهمیدم که خواستم نذری ببرم بهش گفتم میتونم با مادرت حرف بزنم فردا سفره داریم تو خونه ، گفت بهش میگم ممنون، بعد از چند وقت بهش گفتم میزاری بیام خونتون باهم درس کار کنیم گفت مادرم خستشه نمیزاره،  که تا شب یلدا رسید من رفتم دم در خونه هادی در زدم گفتم بیا بریم تو محله کمی بازی کنیم تا شب یلدا شروع شه گفت نم
روزی یکی از آشنایان سقراط، این فیلسوف بزرگ را دید و گفت: سقراط، آیا می دانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟سقراط جواب داد: یک لحظه صبر کن، قبل از اینکه چیزی به من بگویی، مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون، پالایش سه‌گانه نام دارد.آشنای سقراط گفت : پالایش سه‌گانه؟سقراط جواب داد : درست است، قبل از اینکه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است که چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم که چه می‌خواهی بگویی.اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو کاملا مطمئن
امروز دوستم تو خیابون به دختره گفت:
http://yon.ir/wm47
کتاب «داستان های قرآن کریم»، شامل مجموعه داستان ها و حکایت های پندآموز برگرفته از قرآن کریم می باشد، از جمله داستان هایی که در این مجموعه روایت می شوند شامل؛ داستان یوسف و برادرانش، داستان موسی و بنی اسرائیل و فرعون، داستان موسی و بنده صالح، داستان یحیی و مریم و عیسی، داستان ذوالقرنین، داستان اصحاب کهف، داستان زیر و رو شدن شهر لوط، داستان نوح و باران ویرانگر، داستان ابراهیم، داستان پادشاه شدن داوود در بنی اسرائیل، داستان
خاطره روز گیر افتادن تو مدرسه ؟
 
ما گاهی اوقات میشد کار هامون زیاد بود برای همین بعد مدرسه هم تو دفتر انجمن اسلامی وایمیستادیم و تا ساعت 1.40 دقیقه که مدرسه باز بود کارامونو انجام میدادیم .درست یادمه با دوستم محمد رضا رفته بودیم تو دفتر انجمن اسلامی و داشتیم مستند زهیر رو درست میکردیم و سرگرم کار بودیم که دیگه طی شدن زمان از یادمون رفت تا به خودمون اومدیم دیدم که بله بچه ها رفتند و در مدرسه هم بسته هست البته ما تو یک ساختمون دیگه بویم و در او
دانلود آهنگ جدید محمدرضا رنجبر بنام دوستم نداشته باش با بالاترین کیفیت

Download New Music Mohammadreza Ranjbar – Dostam Nadashte Bash
ترانه سرا : سجاد ایران نژاد , ملودی: کسری آینه وارتنظیم: فرشاد آریا , میکس مسترینگ : بهرام شفیعی

دانلود آهنگ جدید |آهنگ جدید|اچ تی موزیک
سلام حجت هستم از تهران، شب چهارشنبه سوری بود منو دوستام اماده ی اکلیل سرنجو ترقه، تو خیابون داشتیم ترقه مینداختیم و اتیش به پا میکردیم از روش میپریدیم البته لبه ی خیابون، دوستم علی چون خیلی شر بود بهم گفت بیا ترقه بندازیم جلوی یکی، ولی کسی تو خیابون نبود ماشین بازور رد میکرد، زنی رو دیدم که از دور میومد طرفمون، لباسش یادم نیست چی بود ولی سنتی مانند و دهاتی بود، دوستم گفت اماده باش، منم اماده بودم که ترقه بندازیم وحشت کنه، بخاطر همین کبریت و
دانلود رمان در دایره قسمت

رمان در دایره قسمت
دانلود رمان در دایره قسمت اثر نیلوفر لاری پور بخشی از این رمان : «رویا!این عکس کیه؟» «عکس؟!» چرخی زد و نگاه حاکی از حیرتش را به چشم من دوخت.لحظه ای احساس کردم رنگ از چهره اش پرید.اما از تک و تا نیفتاد.صورت سفید و گوشتالودش را پوزخندی تمسخر امیز از هم باز کرد و گفت:«عکس دوستم ناهید است،چطور او را نشناختی؟» این بار نوبت من بود با چشمانی از حدقه بیرون زده نگاهش کنم.تقریبا داد زد
دانلود رمان نیستی تا ببینی
نوشته mahtabiii
اززبان نویسنده رمان :
این رمان بابقیه ی رمانا یه فرق اساسی داره واون اینه که برگرفته از یه داستان واقعیه که در طول ۴سال پیش اتفاق افتاده…این رمان تموم اتفاقاتش واقعیه و فقط اسم شخصیتها تغییر کرده اونم به خواست خودشون بود تااذیت نشن!توی این رمان خودواقعیم با اسم واقعیم وشخصیت واقعیم حضوردارم…عکسای شخصیت هارو که انتخاب کردم عکس واقعی خودشون نیست ولی سعی کردم نزدیک ترین افراد رو از لحاظ چهره بهش
 
 
برای مشاهده دیگر داستان ها اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه تاثیرگذار , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مذهبی , داستان کوتاه خواندنی و زیبا , داستان کوتاه و آموزنده , داستان آموزنده , داستان تاثیرگذار , داستان خواندنی و زیبا ,خلاصه بازی لیگ برتر 95 - فال روزانه 95
 
 
برای مشاهده دیگر داستان ها اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه تاثیرگذار , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مذهبی , داستان کوتاه خواندنی و زیبا , داستان کوتاه و آموزنده , داستان آموزنده , داستان تاثیرگذار , داستان خواندنی و زیبا ,سایت تفریحی پاتوق 95
 
 
برای مشاهده دیگر داستان ها اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه تاثیرگذار , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مذهبی , داستان کوتاه خواندنی و زیبا , داستان کوتاه و آموزنده , داستان آموزنده , داستان تاثیرگذار , داستان خواندنی و زیبا ,گلچین 95
 
 
برای مشاهده دیگر داستان ها اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه تاثیرگذار , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مذهبی , داستان کوتاه خواندنی و زیبا , داستان کوتاه و آموزنده , داستان آموزنده , داستان تاثیرگذار , داستان خواندنی و زیبا ,آس ترینها
داستان کوتاه و آموزنده
گلچین بهترین داستان های کوتاه و خواندنی 
 
برای ورود به بخش داستان های کوتاه و آموزنده اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه و آموزنده , داستان زیبا , داستان کوتاه , داستان تاثیرگذار , داستان آموزنده , گلچین داستان کوتها , مجموعه داستان کوتاه , گلچین داستان کوتاه و خواندنی , داستان زیبا و آموزنده ,سایت تفریحی پاتوق 95
 
 
برای مشاهده دیگر داستان ها اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه تاثیرگذار , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مذهبی , داستان کوتاه خواندنی و زیبا , داستان کوتاه و آموزنده , داستان آموزنده , داستان تاثیرگذار , داستان خواندنی و زیبا ,سایت تفریحی پاتوق 95

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها